برچسب:
نویسنده: روژان طاهری
برچسب:
نویسنده: روژان طاهری
همان طور که فکرش را میکردیم
چقدر برایش برنامه ریختیم
وقت صرف کردیم
قول دادیم
من آنقدر بد که هستم ، نمی شوم و تو نمی دانم چگونه بیشتر باز مرا میبخشی و باز می خندیدم..
راستش می دانی آنطور که بود نشد و آنگونه که وقت گذاشتیم ثمر نداد
تو آنقدر خوب تر شدی اما من همچنان بد شدم و نشد..
نشد
نشد
نشد
[ یکشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۵ ] [ 20:13 ] [ زک جولویک ] [ ]
برچسب:
نویسنده: روژان طاهری
شروع و تمام..
میانش هرچقدر هم طولانی باشد..
اخرش کوتاه است..
تمام که شود تمام شده است..
نه از دست تو کاری برمی آید نه او..
به خودت می آیی و میبینی تمام شد..
تمام دنیا شروع بشنود..
باز تو تمام ، تمامی..
تمام
[ پنجشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۵ ] [ 1:33 ] [ زک جولویک ] [ ]
برچسب:
نویسنده: روژان طاهری
هنوز دلم می ره و هنوز خوش حالم و ...
قدیم و قدیما و خیلی از اون قدیمی ها که دیگه نیستن..
مثلا خودمم برا یه سری ها نیستم...
رسم زمونه است و باس لذت برد تا تموم نشده..
لذت ببرید..
اگه کسی بخونه..
برچسب:
نویسنده: روژان طاهری
وقتی راجب گذشته باشه..
زجرت میده..
وقتی هست ولی مال تو نیست..
دلتنگی باید برای آینده باشه...
که وقتی وقتش رسید بگیری بغلت و ولش نکنی..
گاهی حتی دوست دارم قدم زدنش رو زیر درخت دیگری ببینم..که ببینم شاده..ببینم تونسته..ولی ترس چشم توی چشم شدن..منصرفم میکنه..
ترس این که بهم بریزم حالش و ...
می دونی بزرگترین گناه خواستن میوه درخت همسایه است...
اون میوه صاحب داره..
خیلی درهم برهم و شلوغ مثل ذهنم..
قدر فرصت بدونیم که رفتنیه...
برچسب:
نویسنده: روژان طاهری
تاوانش اخراج از بهشته و افتادن توی زمین..
همون زمینی که میوه ی دلت روی درخت همسایه است..
هرچقدرم دل هنوز بلرزه و خاطرات رو یاداوری کنه فرقی نداره..
میوه دیگه سر سفره دیگرونه.
[ پنجشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۵ ] [ 21:8 ] [ زک جولویک ] [ ]
برچسب:
نویسنده: روژان طاهری
برچسب:
نویسنده: روژان طاهری
مبارک
باد
تا
از
یاد
نرویم
برچسب:
نویسنده: روژان طاهری
اینجا غار تنهایی آنها بود که دلی داشتن..
یکی از واقعی ترین فضاهای مجازی اینجا بود
اینجا که دیگه کسی نیست...
منم خودم ی جا دیگم و ی تیکه از زندگیم رو پاک نمیکنم...
شمام نکنید
[ دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 18:52 ] [ زک جولویک ] [ ]
برچسب:
نویسنده: روژان طاهری